به نام خدا

روز سه شنبه سی ام فروردین ماه سال نود زمان کلاس ارتباطات سیاسی، دکتر میناوند باید برای ثبت نام عمره می رفت و ما در این زمان فرصت یافتیم که کار مردم نگاری را که استاد گیویان گفته بود انجام دهیم. محل مورد نظر بوستان ملت بود و ما به دنبال زمینه فرهنگی خاص وارد پارک شدیم در زمان مذکور افرادی که ورزش می کردند بیش از همه به چشم می خوردند با اینکه گروه هایی مانند دانش آموزان یک مدرسه، گروه های سالمندان، دو یا سه خانواده و چندین زوج جوان نیز در پارک حضور داشتند ولی اولین موردی که ما انتخاب کردیم یک ورزشکار بود و بنابراین ما زمینه فرهنگی مورد بررسی را ورزش کردن در پارک انتخاب کردیم در عین اینکه درباره احساس پاسخگوها نسبت به پارک ملت نیز از آنها پرسیدیم، حالا شرح ماجرا از ساعت 10 تا 40/12 :

مورد اول، بازیگر تئاتر و دانشجوی کارشناسی ارشد سینما دانشگاه آزاد حدوداً 27 ساله، لباس ورزشی به تن و یک حوله کوچک بر روی دوش داشت. با روی گشاده به سوال ما پاسخ داد اما در هنگام پاسخگویی علاقه خاصی به اعاده فضل داشت.

علت حضور در پارک ورزش کردن، علاقه خاص به پارک ملت دارد و با وجود پارک در محله خود(جنت آباد) به این مکان   می آید. در دنیای ماشینی امروزی پارک را فضای خوبی برای گذران اوقات می داند. اکثرا به تنهایی به پارک می آید. امکانات و وسایل ورزشی پارک را خوب ارزیابی می کند و رنگ های مختلف و شاد این وسایل را باعث تشویق مردم به ورزش می داند. در ساعت 10 صبح به پارک می آید زیرا در این زمان پارک خلوت است. اهل فضای شلوغ نیست. علاوه بر ورزش در وقت بیکاری مطالعه نیز می کند. به این علت ورزش می کند که از پیری می ترسد و علت افسردگی افراد پیر را ورزش نکردن    می داند.

مورد دوم، پیرمرد خانه به دوشی که داشت با وسایل ورزشی ور می رفت وقتی خودمان را دانشجو معرفی کردیم و خواستیم از او درباره علت ورزش کردن سوال بپرسیم گفت: من در کلاسی نیستم که جواب شما را بدهم.

مورد سوم ، پیرمرد بازنشسته 82 ساله با اصلیت کرمانشاهی که 50 سال است ساکن تهران است. با لباس رسمی، پیراهن و شلوار رسمی به آرامی مشغول تمرین با دستگاه های بدنسازی بود.

علت حضور در پارک را استفاده از هوای آزاد عنوان می کند. همچنین علت ورزش کردن و پیاده روی را این گونه توصیف   می کند که زندگی آپارتمانی امروز ایجاب می کند که روزانه حداقل نیم ساعت پیاده روی داشته باشد. به تنهایی به پارک   می آید زیرا بسیاری از دوستانش فوت کرده اند. پارک ملت در نزدیکی محله اش (ونک) است. دارای خودروی شخصی نیست و بنابراین با اتوبوس به پارک ملت می آید که اگر خودروی شخصی می داشت پارک آب و آتش  را نیز برای هواخوری مناسب می دید. امکانات پارک ملت را مناسب می داند زیرا طبیعت و منظره های مختلفی دارد. دارای پارک کودک است و بنابرای برای خانواده ها مناسب است. از کودکی به ورزش کردن عادت داشته است. آن قدر به پارک می آید که با کلاغ ها دوست شده است و معقد است باید تسلیم طبیعت شویم.

مورد چهارم، زن خانه دار حدوداً 65 ساله، در حال پیاده روی سریع بود که از او خواستیم که به سوال های ما جواب بدهد.

در همه عمر ورزش می کند. ورزش های زیادی را به صورت آماتور انجام داده است. فاصله منزلش تا پارک ملت کم است به همین علت به این پارک می آید. در برخی اوقات به تنهایی می آید و در زمان هایی همراه با دوستان و همسایه ها به پارک می آید. امکانات پارک را خوب ارزیابی می کند و معتقد است استفاده نادرست برخی از مردم از دستگاه های ورزشی باعث خراب شدن آنها می شود. وسایل ورزشی را عامل ورزش کردن ارزیابی می کند به گونه ای که در بعضی اوقات افرادی از محل کار خود بر می گردند با وسایل مذکور چند حرکت ورزشی انجام می دهند.

مورد پنجم، کارگر چمن زن جوان اهل کشور همسایه، از او به عنوان اطلاع رسان پرسیدیم.  درست در مقابل دستگاه های بدنسازی روی نیمکت نشسته بود و استراحت می کرد، وی گفت :

عموماً افراد با سن بالا برای ورزش به پارک می آیند. در ساعات صبح ورزش همگانی با تعداد حدود 500 نفر انجام می شود. اصولاً افرادی که در ساعات غیر از صبح ورزش می کنند لباس ورزشی ندارند. وی برخورد ورزشکاران با خودش و همکارانش را خوب ارزیابی می کند.

مورد ششم، زن میانسالی بود حدود 45 ساله، ماما بود. در جوانی ورزشکار حرفه ای بوده و در تیم سابق تاج فوتبال بازی می کرده است. در حال انجام حرکات نرمشی بود که از او خواستیم به سوالات ما جواب بدهد.

 علت حضور در پارک را ورزش کردن. و استفاده از هوای سالم پارک عنوان کرد. به مدت 19 سال است که به پارک ملت    می آید. ساکن محله ملا صدراست. اصولا فاصله دو کیلومتری خانه تا پارک را پیاده طی می کند. پارک ملت را دوست دارد. همیشه تنها می آید. دوستانی در پارک دارد. در هفته پنج روز می آید. بیشتر صبح ها می آید. علت عدم استفاده از لباس ورزشی را ممانعت مسئولان پارک عنوان می کند.

مورد هفتم، زن خانه دار حدوداً 50 ساله، در زمان پاسخگویی به سوالات کمی تردید داشت و با اعتماد به نفس کمی جواب می داد. وی گفت :

در بعضی اوقات با همسایه ها و یا خواهرش به پارک می آید اما برای ورزش کردن ترجیح می دهد که به تنهایی بیاید زیرا صحبت کردن با همراهیان را باعث کاهش سرعت پیاده روی و کاهش تمرکز بر روی ورزش می داند. در خانه ماندن را مساوی با پوسیدن می داند و معتقد است آمدن به پارک موجب تغییر روحیات انسان می شود. در پارک دوستانی پیدا کرده است. با اشاره به هشدارهای متخصصان ارتوپدی مبنی بر استاندارد نبودن وسایل ورزشی تعبیه شده در پارک ها بیشتر ترجیح می دهد پیاده روی کند. علت عدم استفاده از لباس ورزشی در پارک را آماده نبودن جو جامعه برای پذیرش حضور زنان در مکان های عمومی با لباس های مذکور بیان می کند. معتقد است که پارک ملت در تهران بی همتا است و برای نزدیک بودن به پارک ملت محله خود را تغییر داده است.