در همشهری داستان اردیبهشت یک روایت ترجمه شده از یک نویسنده خارجی هست که درباره وقایع بیماری دختر کوچکش نوشته است. در قسمتی از متن درباره دید ماهی های درون آکواریوم به انسان های بیرون نوشته است. وی می گوید که ماهی ها فکر می کنند که ما از دنیای سرد آنها باخبریم ولی این طور نیست. در قسمتی از متن حال خود را در زمانی که باید با عجله به بیمارستان می رفت توصیف می کند. می گوید با خودم فکر می کردم چرا مردم مثل من عجله نمی کنند چرا راه را برای من باز نمی کنند. این توصیف ها را می توان به رابطه سازنده محصول رسانه ای و مخاطب مرتبط کرد. چیزی که سازنده می فهمد معمولا آن چیزی نیست که مخاطب می خواهد و چیزی که مخاطب درک می کند و به آن نیاز دارد را سازنده محصول رسانه ای نمی داند.

و نارنجی پوش . . . 

من فیلم نارنجی پوش مهرجویی را ندیده ام اینکه با فیلم های قبلی وی فرق دارد یا نه و اینکه فیلم سفارشی است زیاد مهم نیست. قصه منزلت اجتماعی کارگران شهرداری چیزی است که مدتهاست فراموش شده بود. این فیلم در افزایش منزلت اجتماعی کارگران شهرداری مطمئنا موثر خواهد بود. بنابراین مهرجویی حتی اگر فیلم سفارشی هم ساخته باشد کار خوبی کرده است.