قصیده معاد

سالنامه جهان
ماهنامه زمین و آسمان
روزنامه های صبح و عصر را
مرور می کنم

باز هم خبر
باز هم خلاصه‌ای
از هزار سال اتفاق‌های دور و بر
باز خط به خط
نشانه و علامت است
سطر سطر زندگی
گزارش قیامت است

*

باز هم مصاحبه
بین آدم و عدم
بین آنچه می‌رود به باد
دم به دم

باز سرمقاله‌ای به خط مرگ
باز عکس‌های آن و این
باز پنج شنبه‌ها و جمعه‌ها
نه، تمام روزهای هفته
روزِ واپسین
اول او و آخر او
بعد تا ابد همیشه نقطه چین...

*

باز آگهی
باز در ستون تسلیت
اسم ها چقدر آشناست
اسم من
اسم تو
اسم ها همه شبیه اسم ماست
اسم هایمان چه تند و تیز
می دوند
تا به انتهای صفحه‌های رستخیز

*

در کنار اسم هایمان نوشته اند:
جمله جمله، واژه واژه، حرف حرف
هرچه کرده اید
توی سررسید ِ روزگار
یادداشت شد
دانه دانه لحظه کاشتید
باغ ِ لحظه های هر کسی
آخرش شبیه آنچه کاشت، شد

***

سالنامه جهان
ماهنامه زمین و آسمان
روزنامه‌های صبح و عصر را
مرور می کنم
مژده داده اند در شماره های بعد
در همین یکی دو روزِ زودِ دور دست،
توی ویژه نامه‌ای که محشر است،
سردبیر روزنامه حیات،
او که متن آب و آفتاب را نوشت،
شاعر سروده‌های دوزخ و بهشت،
قصه گوی برگ و بار و ابر و باد،
او که نور را به خاک یاد داد،
واژه های مرده را
زنده می کند دوباره در قصیده معاد

عرفان نظرآهاری

اگر چه شاعران ایران زمین را دوست دارم اما این روزها شاهرانی که روان سخن بگویند و پر معنا هم پیدا می شوند و عرفان نظر آهاری یکی ازآنهاست.

شعر پر از واژه های ارتباطی است و این شیرینترش کرده است.