همیشه فکر می کردم که چرا از ارتباط برقرار کردن با بچه های یکی دو ساله خوشم می آید. این روزها با خواندن مطالبی درباره ارتباط غیرکلامی و رفتارهای غیرکلامی فهمیدم که من در تمام زمان برقراری ارتباط با بچه ها با رفتارهای غیرکلامی با آنها ارتباط برقرار می کردم. کارهایی مانند  اخم کردن، درآوردن زبان، حرکت های چشم و غیر رفتارهایی بودند که من با آنها سعی می کردم بچه ها را وادار به واکنش کنم و از آنها پاسخ دریافت کنم. شاید همین بچه ها بتوانند مشخص کنند که ما چقدر در ارتباط برقرار کردن با رفتارهای غیرکلامی تبحر داریم.

یک نکته درباره حشو : روز شنبه در داخل تاکسی تا از هفت تیر به سمت رسالت راه افتادیم یکی از مسافران از راننده پرسید : از رسالت برا ولیعصر ماشین داره؟ راننده در جواب گفت که ولیعصر درخلاف جهتی است که ما می رویم. مسافر صحبت خود را اینگونه تصحیح کرد که برای برگشت از رسالت تا ولیعصر تاکسی هست؟ که راننده جواب داد : آره، همین تاکسی های خط ما هستند.مسافر چون حشو " برای برگشت" را بیان نکرده بود بنابراین راننده دچار اشتباه شد. پس نتیجه می گیریم که حشو بعضی جاها لازم و مفید است.